دربرابر، درمقابل ، پیوسته ، مجاور، بسوی ، مقارن ، برضد، مخالف ، علیه ، به ، بر، با.
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت against بکار رفته است
–
۱
– To claim against (sue) someone.
از کسی ادعای خسارت کردن
۲
– I am against the idea altogether.
اساسا”با این فکر مخالفم
۳
– To make a stand against injustice.
درمقابل ستم ایستادگی کردن
۴
– To swim against the current.
بر خلاف جریان آب شنا کردن
۵
– To turn against someone.
با کسی چپ افتادن (؟مخالف شدن )؟
۶
– The people were crying out against it.
دیگر داد مردم در آمد ؟ بود
۷
– He closed the door against the peace agreement.
تمام درها را بروی موافقتنامة صلح بست
۸
– To nurse a grudge against someone.
از کسی کینه بدل گرفتن
۹
– It goes against the grain to pay these sums (that kind of money).
من که زورم می آید ازاین پولها بدهم
۱۰
– Public opinion is against the project.
عقیده وآراء? عمومی برضد این طرح است
۱۱
– Vote (write) against a proposallll.
بر ضد پیشنهادی رأی دادن ( مطلبی نوشتن )؟
۱۲
– He is against (opposed to ) me .
با من ضد است (؟ضدیت دارد )؟
۱۳
– He rose against the regime.
بر ضد دولت قیام کرد
۱۴
– There is an outcry against these regulations.
همه از این مقررات فریادشان بلند است
۱۵
– The crowd was pressing against the gate .
جمعیت به درورودی فشار می دادند
۱۶
– He has a grudge against me.
با من لج است
۱۷
– I for one am against it .
من یکی که مخالفم
۱۸
– The dog rubbed its head against my leg .
سگ سرش را بپای من مالید
۱۹
– You have rubbed your coat against some wet paint .
کت ات را مالیده یی به رنگ (؟رنگی کرده ای )؟
۲۰
– I have nothing against you .
با شما مخالفتی ندارم
- twist در اصطلاحات انگلیسی
معنی twist : پیچ ، تاب ، نخ یا ریسمان تابیده ، پیچ خوردگی ، پیچیدن ، تابیدن ، پیچ دار کردن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت twist بکار رفته است – ۱ – To twist the lions [...] ... - picked در اصطلاحات انگلیسی
معنی picked : نوک تیز، نوک دار، خاردار، برگزیده ، پاک کرده ، انتخاب شده ، لخت ، پوست کنده ، کلنگ خورده . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت picked بکار رفته است – ۱ – They [...] ... - coincidence در اصطلاحات انگلیسی
معنی coincidence : انطباق .تصادف ، توافق ، اقتران ، انطباق ، همرویداد. اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت coincidence بکار رفته است – ۱ – What a coincidence ! [...] ... - butt در اصطلاحات انگلیسی
معنی butt : شاخ زدن ، ضربه زدن ، پیش رفتن ، پیشرفتگی داشتن ، نزدیک یامتصل شدن ، بشکه ، ته ، بیخ ، کپل ، ته درخت ، ته قنداق تفنگ ، هدف . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت butt بکار رفته است [...] ... - percentage در اصطلاحات انگلیسی
معنی percentage : برحسب درصد، صدی چند، قسمت ، مقدار.در صد. اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت percentage بکار رفته است – ۱ – What percentage of the people are literate? [...] ... - collect در اصطلاحات انگلیسی
معنی collect : جمع آوری کردن ، وصول کردن .گردآوردن ، جمع کردن ، وصول کردن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت collect بکار رفته است – ۱ – To collect (pack)the household goods. [...] ... - few در اصطلاحات انگلیسی
معنی few : معدود، اندک ، کم ، اندکی از، کمی از ( با a). اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت few بکار رفته است – ۱ – He left fily a few choice words. [...] ... - stern در اصطلاحات انگلیسی
معنی stern : سخت گیر، عبوس ، سخت ومحکم ، عقب کشتی ، کشتیدم . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت stern بکار رفته است – ۱ – To strike an a attitude . To put on a stern look [...] ... - ahead در اصطلاحات انگلیسی
معنی ahead : پیش ، جلو، درامتداد حرکت کسی ، روبجلو، سربجلو. اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت ahead بکار رفته است – ۱ – He is ahead of me in french. [...] ... - mine در اصطلاحات انگلیسی
معنی mine : کان ، معدن ، نقب ، راه زیر زمینی ، ( نظ. ) مین ، منبع ، مامن ، مال من ، مرا، معدن حفر کردن ، استخراج کردن یا شدن ، کندن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت mine بکار رفته است [...] ...
tongue در اصطلاحات انگلیسی.supply در اصطلاحات انگلیسی.lukewarm در اصطلاحات انگلیسی.gratitude در اصطلاحات انگلیسی.intricate در اصطلاحات انگلیسی.courteous در اصطلاحات انگلیسی.water در اصطلاحات انگلیسی.are در اصطلاحات انگلیسی.sitting در اصطلاحات انگلیسی.acknowledge در اصطلاحات انگلیسی.
اصطلاحات انگلیسی , اصطلاحات انگلیسی چت , اصطلاحات انگلیسی فحش , اصطلاحات فرش انگلیسی , اصطلاحات چت انگلیسی , اصطلاحات روز مره انگلیسی , اصطلاحات انگلیسی در چت , اصطلاحات انگلیسی حمل و نقل , اصطلاحات زبان انگلیسی , اصطلاحات زبان انگلیسی چ ,