پیچیدن ، کوک کردن ، باد.پیچیدن ، کوک کردن ، باد.[wind]: باد، نفخ ، بادخورده کردن ، درمعرض بادگذاردن ، ازنفس انداختن ، نفس ، خسته کردن یاشدن ، ازنفس افتادن ، :[waind] پیچاندن ، پیچیدن ، پیچ دان ، کوک کردن (ساعت و غیره )، انحنائ، انحنایافتن ، حلقه زدن ، چرخاندن .
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت wind بکار رفته است
–
۱
– We started when the wind stopped .
هنگامی که باد ایستادحرکت کردیم
۲
– A cold wind is blowing.
باد سردی می وزد
۳
– To be sound in wind and limb.
جسما” سالم وقوی بودن
۴
– Dont forget to wind up your watch .
یادت نرود ساعتت راکوک کنی
۵
– To be a time -server . To sail with the wind . To be unprincipled.
نان را به نرخ روز خوردن (؟ابن الوقت بودن )
۶
– To be out out of breath . To lose ones wind .
از نفس افتادن
۷
– To be a time server . To sail with the wind .
ابن الوقت بودن
۸
– An inclement wind .
باد مخالف(نامساعد )؟
- twist در اصطلاحات انگلیسی
معنی twist : پیچ ، تاب ، نخ یا ریسمان تابیده ، پیچ خوردگی ، پیچیدن ، تابیدن ، پیچ دار کردن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت twist بکار رفته است – ۱ – To twist the lions [...] ... - picked در اصطلاحات انگلیسی
معنی picked : نوک تیز، نوک دار، خاردار، برگزیده ، پاک کرده ، انتخاب شده ، لخت ، پوست کنده ، کلنگ خورده . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت picked بکار رفته است – ۱ – They [...] ... - coincidence در اصطلاحات انگلیسی
معنی coincidence : انطباق .تصادف ، توافق ، اقتران ، انطباق ، همرویداد. اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت coincidence بکار رفته است – ۱ – What a coincidence ! [...] ... - butt در اصطلاحات انگلیسی
معنی butt : شاخ زدن ، ضربه زدن ، پیش رفتن ، پیشرفتگی داشتن ، نزدیک یامتصل شدن ، بشکه ، ته ، بیخ ، کپل ، ته درخت ، ته قنداق تفنگ ، هدف . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت butt بکار رفته است [...] ... - percentage در اصطلاحات انگلیسی
معنی percentage : برحسب درصد، صدی چند، قسمت ، مقدار.در صد. اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت percentage بکار رفته است – ۱ – What percentage of the people are literate? [...] ... - collect در اصطلاحات انگلیسی
معنی collect : جمع آوری کردن ، وصول کردن .گردآوردن ، جمع کردن ، وصول کردن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت collect بکار رفته است – ۱ – To collect (pack)the household goods. [...] ... - few در اصطلاحات انگلیسی
معنی few : معدود، اندک ، کم ، اندکی از، کمی از ( با a). اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت few بکار رفته است – ۱ – He left fily a few choice words. [...] ... - stern در اصطلاحات انگلیسی
معنی stern : سخت گیر، عبوس ، سخت ومحکم ، عقب کشتی ، کشتیدم . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت stern بکار رفته است – ۱ – To strike an a attitude . To put on a stern look [...] ... - ahead در اصطلاحات انگلیسی
معنی ahead : پیش ، جلو، درامتداد حرکت کسی ، روبجلو، سربجلو. اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت ahead بکار رفته است – ۱ – He is ahead of me in french. [...] ... - mine در اصطلاحات انگلیسی
معنی mine : کان ، معدن ، نقب ، راه زیر زمینی ، ( نظ. ) مین ، منبع ، مامن ، مال من ، مرا، معدن حفر کردن ، استخراج کردن یا شدن ، کندن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت mine بکار رفته است [...] ...
tongue در اصطلاحات انگلیسی.supply در اصطلاحات انگلیسی.lukewarm در اصطلاحات انگلیسی.gratitude در اصطلاحات انگلیسی.intricate در اصطلاحات انگلیسی.courteous در اصطلاحات انگلیسی.water در اصطلاحات انگلیسی.are در اصطلاحات انگلیسی.sitting در اصطلاحات انگلیسی.acknowledge در اصطلاحات انگلیسی.
اصطلاحات انگلیسی , اصطلاحات انگلیسی چت , اصطلاحات انگلیسی فحش , اصطلاحات فرش انگلیسی , اصطلاحات چت انگلیسی , اصطلاحات روز مره انگلیسی , اصطلاحات انگلیسی در چت , اصطلاحات انگلیسی حمل و نقل , اصطلاحات زبان انگلیسی , اصطلاحات زبان انگلیسی چ ,
سلام Admin
گمان کنم در بند ۶ این برگه کلمه ی Out یک بار اضافه تکرار شده. لطفاً چک کنید.
To be out out of breath
ضمناً به ذهنم رسید که پادکست های آموزشی برای سایتی مثل سایت شما چقدر می تونه کارآمد و ترافیک زا باشه! در کل این یه حرکت زیباست. پیروز باشید!
salam lotfan talafoze farsi kalamato benevisid