معنی windfall :
میوه باد انداخته ، ثروت باد اورده .
میوه باد انداخته ، ثروت باد اورده .
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت windfall بکار رفته است
–
۱
– She has had a windfall . She has come into some easy money .
پول مفت گیرش آمده
- beaten در اصطلاحات انگلیسی
معنی beaten : زده ، کوبیده ، چکش خورده ، فرسوده ، مغلوب . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت beaten بکار رفته است – ۱ – To be beaten up [...] ... - fling در اصطلاحات انگلیسی
معنی fling : پرت کردن ، انداختن ، افکندن ، پرتاب ، جفتک پرانی ، بیرون دادن ، روانه ساختن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت fling بکار رفته است – ۱ – To fling ones arms round some [...] ... - sever در اصطلاحات انگلیسی
معنی sever : جدا کردن ، بریدن ، منفصل کردن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت sever بکار رفته است – ۱ – To sever ones ties . to lose interest. [...] ... - best در اصطلاحات انگلیسی
معنی best : (.adj && vt): (صفت عالی good)، بهترین ، نیکوترین ، خوبترین ، شایسته ترین ، پیشترین ، بزرگترین ، عظیم ترین ، برتری جستن ، سبقت گرفتن ، به بهترین وجه ، به نیکوترین روش ، بهترین کار، (.adv): (صفت عالی well). اصطلاحات [...] ... - formidable در اصطلاحات انگلیسی
معنی formidable : ترسناک ، سخت ، دشوار، نیرومند، قوی ، سهمگین . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت formidable بکار رفته است – ۱ – He writes well . he wields a formidable pen . [...] ... - pot در اصطلاحات انگلیسی
معنی pot : دیگ ، دیگچه ، قوری ، کتری ، آب پاش ، هرچیز برجسته ودیگ مانند، ماری جوانا وسایرمواد مخدره ، گلدان ، درگلدان گذاشتن ، در گلدان محفوظ داشتن ، در دیگ پختن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت pot بکار رفته است [...] ... - consider در اصطلاحات انگلیسی
معنی consider : رسیدگی کردن ( به )، ملاحظه کردن ، تفکر کردن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت consider بکار رفته است – ۱ – Please consider my suggestion. [...] ... - calm در اصطلاحات انگلیسی
معنی calm : (.n) : آرامش ، بی سروصدائی ، آسوده ، سکوت ، آرام ، ساکت ، ساکن ، (.vi && vt): آرام کردن ، ساکت کردن ، فرونشاندن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت calm بکار رفته است – ۱ [...] ... - prompt در اصطلاحات انگلیسی
معنی prompt : بیدرنگ ، سریع کردن ، بفعالیت واداشتن ، برانگیختن ، سریع ، عاجل ، آماده ، چالاک ، سوفلوری کردن . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت prompt بکار رفته است – ۱ – To demand prompt payment. [...] ... - bearer در اصطلاحات انگلیسی
معنی bearer : حامل ، درخت بارور، در وجه حامل . اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت bearer بکار رفته است – ۱ – Please pay the bearer . [...] ...
knife در اصطلاحات انگلیسی.deliver در اصطلاحات انگلیسی.pout در اصطلاحات انگلیسی.incur در اصطلاحات انگلیسی.language در اصطلاحات انگلیسی.width در اصطلاحات انگلیسی.hallucination در اصطلاحات انگلیسی.companion در اصطلاحات انگلیسی.silver در اصطلاحات انگلیسی.submit در اصطلاحات انگلیسی.
اصطلاحات انگلیسی , اصطلاحات انگلیسی چت , اصطلاحات انگلیسی فحش , اصطلاحات فرش انگلیسی , اصطلاحات چت انگلیسی , اصطلاحات روز مره انگلیسی , اصطلاحات انگلیسی در چت , اصطلاحات انگلیسی حمل و نقل , اصطلاحات زبان انگلیسی , اصطلاحات زبان انگلیسی چ ,
u are the best
I really accept this method
سلام
وب شما را با نام زبانسرا لینک کردم. اگر موافقید وب من را با نام انگلیسی(مهدوی نزاد)لینک کنید.موفق باشید.منتظر نظرات شما هستم