windfall در اصطلاحات انگلیسی
معنی windfall : میوه باد انداخته ، ثروت باد اورده .
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت windfall بکار رفته است
–
۱
– She has had a windfall . She has come into some easy money .
[...]
معنی windfall : میوه باد انداخته ، ثروت باد اورده .
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت windfall بکار رفته است
–
۱
– She has had a windfall . She has come into some easy money .
[...]
معنی wind : پیچیدن ، کوک کردن ، باد.پیچیدن ، کوک کردن ، باد.[wind]: باد، نفخ ، بادخورده کردن ، درمعرض بادگذاردن ، ازنفس انداختن ، نفس ، خسته کردن یاشدن ، ازنفس افتادن ، :[waind] پیچاندن ، پیچیدن ، پیچ دان ، کوک کردن (ساعت و غیره )، [...]
معنی win : بردن ، پیروز شدن ، فاتح شدن ، غلبه یافتن بر، بدست آوردن ، تحصیل کردن ، فتح ، پیروزی ، برد.
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت win بکار رفته است
–
۱
– To win on [...]
معنی wife : زن ، زوجه ، عیال ، خانم .
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت wife بکار رفته است
–
۱
– She has been a good wife to him.
[...]
معنی width : پهنا، عرض .پهنا، عرض ، پهنه ، وسعت ، چیز پهن .پهنا، عرض .
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت width بکار رفته است
–
۱
– The length and width of a room
[...]
معنی widen : پهن کردن ، عریض کردن ، گشاد کردن .
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت widen بکار رفته است
–
۱
– To widen a road .
[...]
معنی wide : پهن ، عریض ، گشاد، فراخ ، وسیع ، پهناور، زیاد، پرت ، کاملا باز، عمومی ، نامحدود، وسیع .
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت wide بکار رفته است
–
۱
– To walk with ones feet wide apart. [...]
معنی wicked : نابکار، شریر، بدکار، تبه کار، گناهکار، بد خو، بدجنس .
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت wicked بکار رفته است
–
۱
– Such people are wicked .
[...]
معنی why : چرا، برای چه ، بچه جهت .
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت why بکار رفته است
–
۱
– What makes you ask that ? Why do you ask ?
[...]
معنی wholesome : (wholesomeness) خوش مزاج ، سرحال ، سالم و بی خطر.
اصطلاحات انگلیسی که در آنها عبارت wholesome بکار رفته است
–
۱
– Good wholesome food .
[...]